آخرين مطالب

روزی به نام شیراز و پرسش های پیش رو مقالات

روزی به نام شیراز و پرسش های پیش رو

  بزرگنمايي:

فارس آنلاین - شیراز - 15 اردیبهشت در تقویم ملی به نام روز شیراز ثبت نشده اما از حدود دو دهه پیش با تصویب شورای اسلامی شیراز، نیمه اردیبهشت به روز شیراز نامگذاری شده و هر سال آیین های فرهنگی،هنری و برنامه هایی نمادین برای معرفی جاذبه های فرهنگی ، اجتماعی این شهر برگزار می شود.
روز شیراز از آن رو دارای اهمیت است که همه نگاه ها در این روز که گاه تا یک هفته تداوم دارد به سمت داشته های فرهنگی و اجتماعی شیراز نشانه می رود، مفاخر فرهنگی این شهر در کانون توجه ملی و منطقه ای قرار می گیرد، نام شیراز کمی در رسانه ملی برجسته می شود و مجریان رادیو و تلویزیون به ناچار در کنار همه برنامه هایی که در طول سال برای سایر شهرها و نقاط کشور تدارک دیده شده نام شیراز را هم در این هفته بیشتر بیان می کنند.
معمولا تمرکز برنامه های روز شیراز بر روی عملکرد شهرداری شیراز است، صدا وسیمای استان فارس در برنامه های محلی و ملی شب فیروزه ای و خوشا شیراز و جُنگ هایی که تدارک دیده است با دعوت از مدیران شهرداری شیراز و مسئولان شورای اسلامی این شهر به بیان برخی از قابلیت ها و توانمندیهای شیراز می پردازد.
همین برنامه ها هم که موضوع تامین مالی آن مشخص نشده، با روش یکی به میخ یکی به نعل زدن و فراز و فرود اجرا می شود، در برخی از سال ها که به نظر می رسد توافق مالی مناسبی با صاحبان صوت و تصویر شکل نمی گیرد همین برنامه های اندک نیز رنگ می بازد و بوده است در سال هایی که در روز شیراز برنامه های کم نیز اجرا نشده و روز شیراز در انتشار یکی دو پوستر خلاصه شده است.
اینکه در روز شیراز چند تصویر گل و گیاه از باغ های ارم و عفیف آباد و آرامگاه های حافظ و سعدی از تلویزیون پخش شود قطعا خوب و لازم است اما کافی نیست، اینکه در جُنگ های شادی همزمان با روز و هفته شیراز واسونک(ترانه) خوانده شود و مردم دست بزنند و چند خواننده محلی بیایند و چند ترانه محلی بخوانند و شادی را در جامعه تزریق کنند قطعا خوب است اما این برنامه ها برای معرفی روز شیراز کافی نیست.
معرفی فالوده شیراز و آوردن چرخ سنتی فالوده سازی در برنامه تلویزیونی و توزیع فالوده بین مردم و معرفی انواع فالوده آلبالویی و زعفرانی برای معرفی روز شیراز خوب است و تلنگری به هویت این شهر است اما صرفا هر سال با همین شکل و شمایل روز شیراز را برگزار کردن شایسته شیراز نیست.
مجریان تلویزیون در روز و هفته شیراز سعی می کنند گویش شیرازی خود را غلیظ تر کنند، آنها با سرکشی به کوچه پس کوچه های همانند ونیز در شیراز به دنبال آن هستند که پوسته ای از کوچه های شیراز را به نمایش بگذارند و در چند ثانیه ای که روی آنتن هستند از کوچه قهر و آشتی و دروازه های قدیمی پنجگانه شیراز، و محله های معروف به " گود " سخن می گویند بدون آنکه حتی یک روز دراین مناطق زندگی کرده باشند و بدون آنکه مشکلات کنونی این محلات را بدانند و ببینند.
آیا برخی مسئولان که می خواهند روز شیراز را به مردم معرفی کنند و از روز شیراز سخن می گویند و تصاویر بدیع و دلربا از آرامگاه سعدی و حافظ نشان می دهند، صد متر پشت آرامگاه سعدی و خانه های 30 متری و 40 متری را دیده اند؟ آیا یکبار تا کنون دوربین تلویزیون دراین کوچه ها چرخیده است؟ آیا روان آب جاری دراین کوچه ها تا کنون به تصویر کشیده شده است ؟ همه مصایب محلات قدیمی شیراز البته همین ها نیست.
همین خانه های 40 و 50 متری سرپناه زنان و مردان و کودکان و دختران و پسرانی است که دغدغه تامین یک روز معیشت خانواده، آنها را نگران کرده است، همین خانه ها محل زیست مردانی است که کارگران روزمزد هستند، کسانی که صبح به امید یافتن شغلی مناسب در اطراف میدان کلبه سعدی و خیابان منتهی به این میدان جمع می شوند و با سر رسیدن خودرویی که دنبال کارگر فصلی می گردد به سمت آن هجوم می برند و هر طور شده می خواهند یک روز خود را با یافتن شغل آغاز کنند.
همه این مشکلات و مصایب برای محلات دروازه کازرون، خیابان گلکوب، دروازه اصفهان، محله های شیخ علی چوپان و ده پیاله و سایر مناطق دور مانده از توسعه شهری در شیراز هر روز تکرار می شود.
آیا کسانی که از امامزادگان شیراز و بقاع متبرک این شهر و سابقه شیراز در امور وقف و اوقاف و امور خیریه سخن می گویند حاشیه مرقد همین بقاع متبرک را جست و جو کرده اند؟ انبوه زنان و مردانی را که به دنبال توزیع و خرید و فروش مواد هستند دیده اند؟ انسان های در خود فرو رفته و خمار را در کوچه ها و معابر شیراز یافته اند که نیم سوخته چمپاتمه زده اند و زخم های بی پناهی بر تن و جان دارند؟ آیا همین مسئولان به روستاهای سراسر موقوفه شیراز نگریسته اند؟ روستاهایی که هکتارها زمین موقوفه دارد اما مهاجران از سایر شهرستان ها درآن سکونت دارند، آنها از بد حادثه خشکسالی و بی پناهی از روستاهای خود به شیراز و روستاهای اطراف این شهر مهاجرت کرده اند.
آیا روستای سلطان آباد که چند سال پیش سگ درنده دراین روستا در روز روشن کودکی دو ساله را درید و اکنون بوی مشمئز کننده فاضلاب روباز شیراز آسایش مردم این روستا را مختل کرده است در روز شیراز سهمی دارد؟
آیا روستاهای دشت قره باغ، کیان آباد، شاپورجان، کفری، خاتونک، جمال‌آباد، جرسقان، کرونی، کوشک بیدک گویم و دوکوهک و قلات و مناطقی که در اوج خشکسالی و کم آبی به مناطق ییلاق نشین ساکنان شیراز تبدیل شده است و در روزهای تعطیل پذیرای دهها و صدها خانوار شیرازی است که تعطیلات را دراین روستاها سپری می کنند و فقط زباله های خود را برای این مناطق به ارمغان می گذارند سهمی در روز شیراز دارند؟
ایا مردم شهرک های اطراف شیراز از جمله شهرک استقلال، شهرک گلستان، شهرک حافظ ، شهرک رکن‌آباد، شهرک صدرا، شهرک شهید بهشتی، زیبا شهر، شهرک آرین، و سایر شهرک های شمال و شمال غرب شیراز و شهرک های میان رود و روستاهای وزیرآباد، قلعه نو، ترکان، شرغان، کفترک، خرچول، اقبال آباد، احمدآباد صغاد و دستخضر با 600 هکتار مربع مساحت و بیش از 160 هزار نفر جمعیت سهم برابر با ساکنان شیراز از مفاخر فرهنگی و یادمان های فرهنگی شیراز دارند ؟ آیا ساکنان این شهرک ها و روستاها سهمی در روز شیراز دارند و صدای نیازهای آنان در هفته شیراز به گوش شورا و شهرداری و مسئولان این شهر می رسد ؟ هر چند برخی از این شهرک ها و روستاها شورا و شهرداری و دهیاری مستقل دارند اما این شهرک ها و مناطق منسوب به شیراز است و کسی شهرک حافظ و گلستان و شهید بهشتی را به نام آذربایجان غربی یا خراسان نمی شناسد.
آیا تاکنون این پرسش مطرح شده است که زیرساخت های توسعه شیراز چقدر در توسعه این روستاها و شهرک ها نقش آفرین بوده است؟ ایجاد زیر ساخت هایی مانند قطار شهری شیراز، اتوبوسرانی توسعه یافته، فرودگاه، توسعه مخابرات، توسعه خطوط آبرسانی و جمع آوری فاضلاب، احداث فرهنگ سراها و توسعه خدمات بیمارستانی و سلامت چقدر بر توسعه خدمات دراین مناطق تاثیر گذار بوده است؟ آیا تاکنون در این زمینه در روز شیراز یا در سایر روزها کارشناسان و مسئولان پاسخگوی مطالبات مردم این شهرک ها بوده اند؟
شهر صدرا به عنوان بزرگترین شهر اقماری شیراز بیش از 150 هزار نفر جمعیت دارد و شهر خوابگاهی شیراز است و روزها جمعیت ساکن در این شهر به سمت شیراز سرازیر می شوند و شبها به این شهر باز می گردند و به ظاهر مستقل از شیراز است، اما آیا مشکلات این شهر هم از مشکلات شیراز مستقل است؟
دانشگاه آزاد اسلامی شیراز به عنوان بزرگترین دانشگاه غیر دولتی در این شهر قرار دارد و هزاران دانشجویی که در شیراز زندگی می کنند در صدرا به دانشگاه آزاد می روند، هر روز مسیر 15 کیلومتری صدرا تا شیراز را طی می کنند، اما آیا در روز و هفته شیراز فقط نیم ساعت برای طرح مشکلات این دانشجویان در رسانه ها وقت گذاشته شده است؟ آیا شهر صدرا و بیمارستان ها و دانشگاههایش سهمی در روز شیراز دارند؟
بافت قدیم شیراز به عنوان بخشی از هویت شیراز در سال های مختلف مورد بی مهری قرار گرفته است، اغلب مناطق قدیمی شیراز از سکنه بومی شیراز خالی شده و اکنون محل زیست اتباع بیگانه است، حداقل جمعیت قابل توجهی ازاتباع بیگانه دراین بافت سکنی دارند، قسمت هایی از این بافت قدیمی نیز کاربرد انبار و سوله های بزرگ برای جمع آوری محصولات بازاریان و اصناف مختلف فعال در بازار وکیل و مراکز تجاری نزدیک به بازار وکیل دارد و در اختیار آنان است.
آیا در روز شیراز نباید دوربین تلویزیون به بافت قدیم برود و گوشه ای از ناهنجاری های اجتماعی دراین مناطق را به تصویر بکشد؟
شیراز 25 هکتار بافت فرسوده دارد و بیش از 150 هزار نفر در بافت فرسوده شیراز ساکن هستند، آیا در روز و هفته شیراز نباید یک بار برای همیشه برای بافت فرسوده شیراز تصمیم گیری کرد؟ آیا شایسته است که در دل شیراز کپر نشین و حلبی نشین باشد؟ آیا نباید از خطر بروز زمین لرزه های ویرانگر که با کمتر لرزشی مناطق فرسوده این مناطق را آوار می کند، یا احتمال بروز آتش سوزی در این مناطق که امداد رسانی را غیر ممکن ساخته است در روز شیراز سخنی به میان آورد؟
بازار وکیل شیراز به عنوان بزرگترین مرکز تجاری بافت قدیم شیراز، چون انبار باروت آماده جرقه ای است تا در یک سهل انگاری یا مماشات و کوتاهی به جهنمی از آتش تبدیل شود، آیا در روز شیراز نباید گوشه ای از خطرات آتش سوزی در بازار وکیل را ترسیم کرد؟ آیا ضریب پایین ایمنی واحدهای تجاری بازار وکیل جایی برای طرح در برنامه های روز شیراز ندارند؟ چرا تلویزیون تاکنون حتی یک برنامه زنده هفتگی خود را به بازار وکیل اختصاص نداده است، چرا کش و قوس های طولانی و چانه زنی مالکان و صاحبان واحدهای تجاری در بازار وکیل با میراث فرهنگی و شهرداری شیراز برای تعمیر بازار را پایانی نیست؟ چرا بزرگترین اثر تاریخی زندیه باید زیر رفت و آمد موتور سواران هر روز گرد و غبار شود و به آسمان رود؟ چرا شبکه های برق بازار وکیل نباید سامان یابد و سایه شوم خطر برق گرفتگی و آتش سوزی باید بالای سر این اثر فاخر زندیه همچنان بماند؟
ورودی های شیراز از شمال، جنوب، شرق و غرب این شهر در خور و شایسته مردم این شهر فرهنگی نیست، چرا باید ورودی شرق شیراز آمیخته با بوی مشمئز کننده فاضلاب و انبوهی از نمایندگی های خودرو، بازار خرید و فروش آهن آلات و ضایعات ساختمانی ، قضابی و کشتارگاه خیابانی بز و گوسنفند و شتر و بیغوله هایی باشد که شیراز را در نگاه مسافران و میهمانانی که از این سو به شهر وارد می شوند روستایی بزرگ جلوه دهد؟ چرا ورودی شرق شیراز نباید نمادی از مفاخر فرهنگی، سیاسی و اجتماعی شهرستان های جنوب و شرق شیراز داشته باشد؟ چرا ورودی شرق شیراز نباید جلوه ای از هنر و معماری شهرسازی در شیراز را به رخ بکشد و آن را عرضه کند؟ آیا در روز شیراز جایی برای پرداختن به مشکلات بصری ورودی های شیراز دارد؟ آیا مسئولان شورا ی اسلامی و شهرداری شیراز که به تلویزیون دعوت می شوند این مناظر را دیده اند و از کنار آن بی تفاوت گذشته اند؟، آیا شیراز باید محدود به همین چند باغ و چند خیابان و چند یادمان فرهنگی باشد که در روز شیراز جلوه بصری یافته است؟
سایر ورودی های شیراز ازسمت بزرگراه اصفهان، بزرگراه بوشهر، ورودی از سمت خرامه، ورودی از شهرک های جنوب و ورودی شمال غرب نیز حال و روز بهتری از ورودی شرق شیراز ندارند، همه این ورودی ها یا مکان تعمیرگاه ها و تعویض روغن خودروها است یا انبوهی از انبارها و مکان های فرو ش ضایعات ساختمانی آن را فرا گرفته است.
روز و هفته شیراز چرا نباید تصویری گویا از ورودی های شیراز ارائه دهد و ساماندهی آن را به عناوان یک مطالبه جدی از شهرداری و شورا بخواهد؟
البته همه مصایب شیراز همین ها نیست، مصایب شیراز را باید در روزهای برفی دید که با 20 سانتیمتر برف زمستانی سال 92 شیراز را به شهری بی دفاع تبدیل کرد، مصایب شیراز را باید در رودخانه خشک دید که جولانگاه موش و مور و مار و معتاد است ، مصایب شیراز را باید در آب شدن ارگ کریمخان در زیر سایه زیاده طلبی های پیرامونی دید، مصایب شیراز را باید در طرحی دید که عنوان برج تجارت جهانی را یدک می کشد اما گودالی شوم و متجاوز به کوچه 53 قصر دشت است، مصایب شیراز را باید در بوی نامطبوع کارخانه روغن نباتی و در غبار کارخانه سیمان در دل شیراز دید که با قلدری سال ها بر سر مردم این شهر سایه افکنده است و اراده ای برای خروج آن از شهر نیست، مصایب شیراز را باید در ترافیک کور و خیابان های باریک دید.
مصایب شیراز را باید در گفتار و نوشتار کسانی دید که در شیراز زندگی می کنند اما بدیهی ترین واژه های فارسی و ایرانی را فراموش کرده اند و در گفتار خود به زور شیرازی می فهمند و به زور گویش شیراز دارند.
رسانه ها در روز شیراز فقط نباید میزبان مسئولان شهرداری و شورای اسلامی باشند، شیراز کلان شهری با توانمندی های فرهنگی بزرگ، با مفاخر بزرگ، با یادمان های کهن و سترگ، با هویت تاریخی و پیشینه اجتماعی و گویش و آداب و رسوم ماندگار و بزرگ است اما کلان شهر شیراز دارای ناهنجاری ها بزرگ، مشکلات بزرگ، نارسایی های فرهنگی اجتماعی بزرگ، بیکاری و عدم اشتغال گسترده و بزهکاری هایی که ریشه در همین مشکلات بزرگ دارد نیز هست.
چرا در هفته شیراز صرفا باید شیراز را به عنوان شهر گل و بلبل معرفی کرد و فقط از "نازم هوای آن" سخن گفت و با چند بیت از اشعار زیبای حافظ و سعدی هفته شیراز را به پایان رساند؟ چرا نباید بخشی از بودجه فرهنگی شهرداری شیراز برای معرفی کارکردهای فرهنگی در حاشیه شهر و بخشی نیز برای شناسایی مشکلاتی که زیرپوست این شهر وجود دارد، صرف شود؟
مشکلات کلانشهر شیراز را که در قالب پرسش های پیش رو طرح شد، می توان با زمان بندی مناسب به نحوی حل کرد که مورد رضایت شهروندان باشد، شاید رفع برخی از این مشکلات تا حدودی زمان بر باشد اما تعلل در زدودن آنها زیان های جبران ناپذیری در پی خواهد داشت، خسرانی که حتی تصور آن هم ناخوشایند است.
اگر چه فرصت های بسیاری برای حل این مشکلات از دست داده ایم اما باید زین پس ثانیه ها و لحظه ها را غنیمت شماریم تا در فاصله زمانی یک سال و تا نیمه اردیبهشت دیگری بر شمار آنها افزوده نشود.
باید از مشکلات سخن بگوییم و باور پذیری آن را از سوی نهادهای ذی ربط و تلاشی که برای رفع آنها صورت می گیرد در محک سنجش قرار دهیم در غیر این صورت چشم فرو بستن و حرکت در مسیر بی تفاوتی ما را به چاه و چالشی عمیق تر از مشکلات کنونی روانه خواهد کرد.
می توانیم امسال در هفته شیراز که تا روز بیست و دوم اردیبهشت ادامه دارد، از طریق شبکه استانی سیما و دیگر رسانه ها، سه مشکل عمده کلانشهر شیراز را مطرح کنیم و از مسئولان قول رفع آنها را تا نیمه اردیبهشت سال 97 بگیریم و از اواخر فروردین سال آینده و در آستانه فرا رسیدن روز شیراز ضمن رصد چگونگی حل مشکلات طرح شده، از شهروندان نیز در این زمینه نظرسنجی صورت گیرد و منبع این سنجش نظرات، نهادی بی طرف و غیر از دستگاه مسئول باشد.
بی شک دیدگاه های مردم برای رفع مشکلات بی ریا و عاری از هر بغض و کین است و نتایج این داوری باید از سوی نهادهای ذی ربط ملاک عمل قرار گیرد. با توجه به این که مدت زمان زیادی از فعالیت دوره جدید شهرداری و شورای اسلامی شهر شیراز سپری نشده است و از دیگر سو با توجه به حساسیت های مدیران جدید در این حوزه، می توان امید داشت که طرحی نو برای روز و هفته شیراز اندیشیده شود تا به این بهانه، از مشکلات فراروی شهر کاسته و دریچه های امید را برای مردم بیشتر بگشاید.
 




نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

آفت هایی که گریبانگیر بلوطستان شدند/ تلاش منابع طبیعی برای حفاظت

درنگی در دادگاه متهمان آمیختن خاک و گندم در شیراز

فرهنگسرای رسانه شیراز، یک نام و دیگر هیچ

فرهنگ در اولویت باشد

متخصصان زبان و ادبیات فارسی را دریابید

بازماندگی از تحصیل و زباله گردی

جشن‌های غیرایرانی در سبد خانوار ایرانی

چرا 40 سال مرگ بر آمریکا

آنچه باید در مورد قطره آهن و اطفال بدانیم

قیمت رها شده است؛ نظارت نیز

چکش‌کاری آموزش‌وپرورش برای تقویت حقوق معلمان

خسروشیرین، نگین گردشگری روستایی در شمال فارس

فراموشی و خود فراموشی

فرار رو به جلو

گره کور متروی شیراز در زندگی همسایگان

وقتی خیابان‌ها کودکی را می‌بلعند

خزان کاغذی

سلامتی در دوران سالمندی با تغذیه مناسب

گشتی در خیابان زند شیراز/ سرگردانی میان دلار آبی و سفید

تا کی

کلوخ‌پز؛ شروع پاییز اقلیدی‌ها

بازچرخانی آب طرحی برای سازگاری با کم آبی در فارس است

از کوروش چه می دانیم

قوطی برخی عطاری ها همه چیز دارد بجز سلامتی

فقر مطالعات فرهنگی و اجتماعی درباره عشایر فارس

این سگان، راه سلامت بسته اند

داغ خشکسالی بعلاوه تبرسودجویی، می دهد زغال

فارس در پاسداشت بهمن بیگی عقب افتاد

شیرازی ها تلخ وشیرین هنرهفتم را یادآوری کردند/صفای سینما در گذشته

استاندارد نسبی مدارس

معلمان مدارس غیردولتی و تضییع حقوق

چالش بی‌تحرکی در زنان کارمند

چند می گیری تصادف کنی

به جای دارو

آیا آبی از انرژی خورشیدی گرم می شود

رسانه گردشگری

بازار قیصریه لار، نماد مقاومت در برابر قهر طبیعت

فرزندت کجاست

همنشینی تاریخ و کباب بی بی خانم گل در موزه ای خود ساخته

فرهنگ و خیابان

بود و نبود رسانه ها

دکه های خالی از مطبوعات، انباشته از تنقلات

گران ترین اعتیاد همراه

یخچال، دلوچه دوز کازرونی را دلسرد نکرده است

مردم چه می خواهند

چالش های جهانی شدن اصیل ترین بافت تاریخی خاورمیانه

دیده بان جوان خدا را دید

تالاب های فارس نه جان دارند و نه اعتبار

رؤیای بیداری

آب هست، اعتبار نیست