پایگاه خبری تحلیلی پیام فارس

آخرين مطالب

چرا پلاسکو در آتش سوخت مقالات

چرا پلاسکو در آتش سوخت

  بزرگنمايي:

فارس انلاين- مي گويند حادثه خبر نمي کند و هميشه قبل از آنکه فکر کني اتفاق مي افتد. اما در عصري که دانش و فناوري هاي شگرف راه آسمان ها را گشوده و مردمان لحظه به لحظه از چيستي و چرايي امور آگاه مي شوند و آب را هم با فلسفه مي نوشند مي توان گفت که گاه حادثه خيلي پيش از آنکه اتفاق مي افتد خبر مي کند.
آتشي که به جان پلاسکو افتاد همان آتش جهلي است که در موارد ديگر بارها به جان ما افتاده است؛ آتش بي خيالي ها، آتش سهل انگاري ها، آتش گريز از هشدارها، آتش ناشنيده ها مثل تصادفات مکرر اتومبيل ها که در طول سال صدها کشته و مجروح و خسارت ديده را روي دست ما مي گذارد.
و متأسفانه تساهل و تسامح مسئولان امر هم در مقابل بي خياليهاي افراد خود قضيه ديگري است. به عنوان مثال؛ همانگونه که اتومبيل هاي بدون کارت معاينه فني در جلوي چشم پليس عبور و مرور مي کنند عدم رعايت ايمن سازي ساختمان ها هم عليرغم تذکرات کتبي و شفاهي مسئولان عادت شده است.
ساختمان پلاسکو تنها آتش سوزي عظيمي نبوده که در دنيا اتفاق افتاده و آخرين آن هم نخواهد بود. چرا نبايد از اين وقايع و حوادث تلخ درس بگيريم. پلاسکو قبل از انقلاب هم آتش گرفته بود.
عملي شدن قوانين و مقررات ايمن کننده مانند تيغ جراح است که گر چه درد دارد و بيرحمانه گوشت و پوست را مي درد اما بدن و اعضاي آن را از آسيب جدي محفوظ نگه مي دارد. اگر اخطارهاي زيادي به کسبه ساختمان پلاسکو و يا هيأت مديره آن داده شده و آنها از کنار آن بي تفاوت گذشته اند راهکار جدي آن است که موانعي ايجاد نمايند تا کسبه محل را ترک کنند و يا به صورت گروهي نسبت به ايمن سازي و رفع معضلات احتمالي اقدام نمايند.
مهم تر آنکه هيچ يک از شهرهاي ما بويژه کلانشهرها از مديريت واحد شهري برخوردار نيستند. در چنين مواقعي که هر مسئولي مي تواند گناه را به گردن ديگري بياندازد فقط يک مديريت واحد شهري است که نمي تواند از زير بار مسئوليت شانه خالي کند.
مي توان آب، برق، گاز و ديگر تأسيسات حياتي ساختمان هاي غير ايمن را که از زير بار ايمن سازي شانه خالي مي کنند قطع کرد؛ مي توان هيأت مديره را دادگاهي کرد.
گاه پيشگيري از وقوع حوادث ناگواري شبيه آتش سوزي عظيم ساختمان پلاسکو مانند خارج کردن يک تومور سرطاني است که نمي توان به سادگي از کنار آن گذشت با تمام هزينه ها و دل نگراني هايش.
و اما بعد:
شجاعت، دليري و مسئوليت پذيري آتش نشان هاي قهرمان ما همانند سربازان و مجاهداني که در جنگ تحميلي داوطلبانه به روي مين مي رفتند زبانزد خاص و عام است و آن هم نشانه اي از ايمان و اخلاص و مسئوليت پذيري آنهاست اما به خطر انداختن جان آنها هم بدون رعايت نکات ايمني از عدالت و انصاف به دور است. همان گونه که برج هاي دوقلوي تجارت جهاني در نيويورک فرو ريختند و آتش نشان هاي بسياري زير آوار ماندند؛ اين احتمال وجود داشت که آتش نشانهاي ما هم زير آوار بمانند. ما مي بايد از وقايع تاريخي درس بگيريم و اين احتمال را مي داديم و آتش نشان ها را سريع تر از ساختمان خارج مي کرديم. هرچند بسياري از اما و اگرها با شرايط و واقعيت ها همخواني ندارند.
وقتي شهردار تهران در برابر رسانه هاي خبري صراحتاً اعلام مي کند که درصد قابل توجهي از ساختمان هاي بزرگ تهران همانند ساختمان پلاسکو ايمن نيستند نشانه اي از تساهل و تسامح در برابر مالکان و کساني است که نسبت به رعايت قوانين اهمال مي کنند.
پيشگيري قبل از درمان که از ضرورت هاي زندگي عصر سرعت است نياز به فرهنگ سازي دارد. فرهنگ سازي را از همان ابتداي تأسيس يک واحد تجاري يا مسکوني مي بايد اعمال کرد. اگر آب آشاميدني مردم يک شهر آلوده شود يک فاجعه بزرگ تر و عظيم تر از آتش سوزي ساختمان پلاسکو اتفاق مي افتد. همان گونه که در اين مهم همه دقت مي کنند بايد در مسايل مهم ديگر هم همه مردم و مسئولان هوشمند و هوشيار باشند. زيرا حادثه دست به انتخاب نمي زند. حادثه در خود يک پتانسيل براي ايجاد اختلال در سيستم دارد. اگر در هر سيستمي حتي سيستم حاکم بر بدن انسان اختلال ايجاد شود عکس العمل آن ناگوار و خسارت بار است. چقدر زمان لازم داريم تا يک معلم يا مهندس يا پزشک و يا آتش نشان ماهر و وارد به امور فني و وظيفه شناس تربيت کنيم. لذا نبايد به سادگي آنها را در معرض مخاطرات جدي قرار داد. انسان هاي به درد بخور و ايثارگر کالاي وارداتي نيستند که بتوان آن را از خارج وارد کرد هر چند بسياري از مغزها و افراد فني و ماهر صادرات خود خواسته اند به هر دليل.
اميد که اين فاجعه هاي دردناک براي ما تجربه تلخ تکرار نشدني باشد.
درود به شرف و روان قهرمانان آتش نشان که جان را در طبق اخلاص گذاشتند و ابراهيم وار درون آتش رفتند؛ در آتش جهل آنان که نکات ايمني را رعايت نکردند.





نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

ارگ کریم‌خان شیراز بازهم جولانگاه عنکبوت‌ها شد

نشست های «الف» در شیراز آغاز شد/ جلسات نقد و اجرای موسیقی نوگرا

تن تشنه زمین، فروریخت

کمبود نیرو و فراخوان فرهنگیان بازنشسته فارس برای تدریس

انسان در عرفان اسلامی بنیان هنر خداوند است

آتش، پرونده ارگ کریم‌خان را بازگشود

هیس، اینجا بیمارستان است

خبرنگاری به‌روایت زنان

شیراز و انتظار برای گرفتن نشان جهانی صنایع‌دستی

کرانه‌هایی که پا پس می‌کشند

تالاسمی، درد بی‌پایان

مصوبه درمانی حال بختگان راخوب نکرد/کشت بالادست آبی باقی نمی گذارد

مصائب بوعلی‌سینای صدرا

نرگس باید از شیراز برود

وحشت در جاده های فارس سایه انداخت/ «رخ به رخ» با مرگ

هپاتیت، بیماری تباه کننده کبد

قلب درمان جنوب کشور، سنگین می‌تپد

محور دروازه قرآن مخاطره‌ای برای شیراز

بازارچه‌هایی بافرجام ورشکستگی

موسیقی پاپ ازنوع بدش درایران رایج شده است/آموزشگاه ها کیفی نیستند

کوک ساز عندلیبی ها برای پیوند نوای موسیقی و عرفان

سنگی که شکست، سکوتی که نشکست

هتل آسمان از تهدید تا فرصت

شهر جدید با مشکلات قدیمی

تجارتی جهانی در پستو

«جاروی پیش »، جلوه ای دیگر از سخاوت نخل

اتصال جاده خرامه به محور شیراز – مرودشت، یک گام دیگر نیاز است

ضرورت احیای اقامتگاه های بوم‌گردی

پیچ مرگ در حاشیه جاده

مشتاقان غواصی؛ جای آموزش اینجاست

سرگذشت یک سنگ از ظهور تا سقوط

بزودی آبی زیر پوست شهر جهرم می‌دود

حرکت پرشتاب برای تداوم توسعه استان ها

کارگروه مبارزه با قاچاق کالا و ارز در فضای مجازی فارس تشکیل شد

تداوم کمک رسانی به سیل زدگان تا رفع مشکلات

اینجا ارابه های مرگ پرشتاب می تازند

کِشتی در خُشکی

حکایت شوربختی دومین دریاچه ایران

سرنوشت غم انگیز دو تالار در شیراز: یکی پیر شد، دیگری زاده نشد

وقت تَق‌سیمِ تَق‌صیر

تعیین هوشمند مقصد سفر به جای گرفتاری 15 ساعته در ترافیک شمال

جاده‌های ناایمن فارس و انسان همواره مقصر!

سایه سنگ بر دروازه قرآن شیراز

توهم پرآبی

روایت مطبوعات شیراز از مذاکره سیاسی تا رقابت های انتخاباتی

صدها جان نازنین لای این آهن پاره ها پرپر می شود

رد پای بیوه سیاه در مُهر

سوداگری دلالان و جیب نحیف مستاجران!

ایران از توسعه سدهای برقآبی جا ماند/روایتی دیگر از لزوم سدسازی

فرصتی برای آبادانی فارس یا تهدیدی برای گروه محدود